تبليغاتX

کد دعای فرج برای وبلاگ

هو الله الذی لا اله الا هو...
عشق یعنی اینکه خود را ساختن؛ بعد از آن بر دیگری پرداختن!
هو الله الذی لا اله الا هو...
786

نه لباس تازه و نه لباس نو میخوام ؛ هفت سین من تویی

من فقط تو رو میخوام..


مهناز | 20:44 - دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391


786

حکم ارتداد شاهین نجفی لعنة الله علیه صادر شد

http://www.seemorgh.com/news/default.aspx?tabid=2054&conid=129840

مهناز | 23:18 - سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391


786

یه نفر دوست گناهکارش رو که تازه مرده بود خواب میبینه.دوست گناهکار بهش میگه: ببین هر چی تا حالا در مورد سوال و جواب قبر و قیامت و نامه ی اعمال و... میگن دروغه...!!!!!

اونی که خواب دیده بود میپرسه: وا؟ مگه میشه ؟ یعنی چی که دروغه؟

میگه : شنیده بودم وقتی کسی میمیره دو نفر میان و ازش سوال و جواب میکنن، ولی من به محض اینکه مُردم منو انداختن تو آتیش!!!

..........

خوش به حال اونایی که بدون سوال و جواب میرن بهشت..

مهناز | 20:50 - جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391


786
نه هوای تازه و نه لباس نو میخوام
هفت سین من تویی من فقط تورو میخوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچ چی نمیخواد
کاش یکی ما دوتا رو باهم آشتی میداد

شبِ عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطرِ قرآن داره
ببین امشب، قلبم مثله آینه روشنه
آینه ی زلال من دیدن عید منه

سال نو یعنی تو وقتی از در توو میای
نذر کردم، امشب سفره چیدم که بیای

شادی از تقویمم بی تو رفت و بر نگشت
انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت


مهناز | 23:14 - جمعه بیست و پنجم فروردین 1391


   عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نکنیم

حضرت علی (ع): اگر خداوند برای نافرمانی از خودش هشدار نمیداد باز هم واجب بود به شکرانه ی نعمتهایش نافرمانی نشود.۱ 

در زمانی که کنی قصد گناه

گر کند کودکی از دور نگاه

شرم داری زگنه در گذری

پرده ی عفت خود را ندری

شرم بادت زخداوند جهان

که بود واقف اسرار نهان..

رسول اکرم(ص) میفرمایند: از گناهان دوری کنید، زیرا گناهان خوبیها را محو میکند، همانا بنده گناه میکند و به سبب آن دانشی را که داشته فراموش میکند.۲

همچنین میفرمایند: وقتی گناهی مخفی بماند به جز گناهکار کسی را ضرر نمیرساند و اگر آشکار شود و از آن جلوگیری نکنند برای همه ی مردم زیان دارد.۳

و در جایی دیگر میفرمایند: هرکس گناهی را مرتکب شود از او عقلی جدا شود که دیگر هرگز باز نگردد.۴

امام محمد باقر (ع) در مورد گناه میفرمایند: تعجب است از کسی که به خاطر ترس از بیماری از خوردن غذا پرهیز میکند، چگونه از ترس آتش دوزخ از گناهان پرهیز نمیکند.۵

اما اگر به این مرض و بیماری(گناه) دچار شدیم چه کنیم؟!

گناهان درد،و داروی آنها استغفار و شفایش باز نگشتن به گناه است.حضرت علی (ع)۶

۱) نهج البلاغه حکمت ۲۹۰

۲) نهج الفصاحه ح ۱۶۲۳

۳) نهج الفصاحه ح ۲۰۳

۴) المحجة البیضاء

۵) بحارالانوار۷۷/۱۷۸/۱۰

۶) غرر الحکم ۱۸۹۰/۷۲/۲

مهناز | 23:49 - پنجشنبه هفدهم فروردین 1391


۷۸۶

(به نام خداوند بخشایشگر مهربان)

همانا مؤمنان رستگار شدند

آنها که نماز خود خشوع دارند

و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند

و آنها که زکات میدهند

...

سوره مؤمنون آیات ۱ تا ۴


کسی که شهادتین را بگوید مسلمان میشود و اما تازه اول راه است تا مؤمن حقیقی شدن.خداوند در قرآن کریم متعدد به خصوصیات مؤمنان اشاره کرده است.از جمله در سوره مؤمنون: مومنان رستگار شدند؛حالا این مؤمنان چه خصوصینی دارند؟ کسانی که در نمازشان خشوع دارند..

خشوع در نماز به چه معناست؟خشوع یک حالت درونی است که به جوارح و اعضا نسبت داده میشود.به طوری که در مجمع البیان ج۷،ص ۹۹ روایت شده درباره شخصی که در نماز با ریشش بازی میکرد،حضرت فرمود: اگر دلش دارای خشوع بود ، جوارحش نیز خاشع میشد.

مانند کلام خداوند در سوره طه آیه ۱۰۸:در آن روز(قیامت) همه از دعوت کننده الهی پیروی میکنند و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت و همه صداها در برابر خداوند رحمان خاضع میشود و جز صدای آهسته نمیشنوی. در این آیه خداوند خشوع را به صوت و صدا نسبت داده است.

خشوع به این معنا جامع همه آن معانی است که در تفسیر این کلمه در کتاب روح المعانی ج۱۸،ص۳ آمده است: خشوع به معنای : ترس و بی حرکت شدن اعضا از ترس ؛ چشم فرو بستن همراه با تواضع ؛ سر به زیر انداختن ،نگاه نکردن به این طرف و آن طرف است.

و در مجمع البیان ج۷ ص۹۹ آمده است خشوع یعنی مقام طرف مقابل را بزرگ بدانی و همه تلاش خود را برای بزرگداشت او جمع کنی.

نماز یعنی توجه کسی که جز فقر و ذلت به درگاه عظمت و کبریایی و منبع عزت و بهای الهی چیزی ندارد. نمازگزار زمانی به چنین حالتی دست میابد که غرق در زلت و خاری خود در برابر معبود حقیقی شده باشد.اگر ایمان نمازگزار ایمانی صادق باشد هنگام نماز هیچ چیز نمیتواند حواس او را از نماز و جایگاهی که در آن قرار دارد بازدارد.

حضرت رسول اکرم در اصول کافی ج۲،ص۳۹۶،ح۶ فرموده: هر کسی که خشوع ظاهری او بیش از خشوع قلبی اش باشد منافق است.در دارالمنثور ج۵، ص۳ از پیامبر روایت شده: به خدا پناه ببرید از خشوع نفاق! پرسیدند خشوع نفاق چیست؟ فرمود اینکه ظاهر بدن خاشع دیده شود ولی در قلب خشوعی نباشد.و نیز در همین کتاب روایت شده رسول خدا در نماز چشم به سوی آسمان بلند میکرد ، همین که این آیه نازل شداز آن به بعد سر به زیر میانداخت و چشم به زمین میدوخت.در سوره حج آیه ۱۱ خداوند میفرماید: بعضی مردم خدا را به زبان و ظاهر میپرستند.

درواقع مؤمن وقتی مؤمن است که آنچه میکند مبتنی بر اساسی حقیقی و واقعی و مقتضای ایمان باشد؛ چون ایمان اقتضا دارد که اگر انسان عبادت میکند باید خشوع داشته باشد و هر کاری که میکند خالی از لغو و امثال آن باشد.

اما لغو و بیهوده که مؤمن باید از آن روی گردان شود چیست؟لغو  آن کاری است که فایده نداشته باشد.اما نباید فراموش کرد مؤمن به هر حال از مکروه و حرام اجتناب میکند.معنای لغو در نظر دین کارهای مباح و حلالی است که صاحبش در آخرت و یا در دنیا سودی نمیبرد.البته ممکن است انجام کاری نسبت به کار دیگری لغو و نسبت به امر دیگر مفید باشد.مثلا خوردن و نوشیدن در حد نیرو گرفتن مفید است و لی اگر همان غذا را بدون میل و فقط از روی هوس خوردنش لغو است.معنای دقیقتر لغو یعنی (( غیر واجب و غیر مستحب)).

خداوند عزوجل به طور کلی به مؤمنین نفرموده که لغو را ترک کنند بلکه فرموده از آن رویگردانند؛ چون هر انسانی هرقدر هم با ایمان باشد در معرض لغزش و خطاست و خداوند در سوره نساء آیه ۳۱ میفرمایند: (اگر از گناهان کبیره که نهی شدید اجتناب کنید ما از شما گناهانتان را میریزیم و در جایگاهی ارجمند داخلتان میکنیم.) البته لازمه اش ان است که نفس آدمی خود را بزرگتر از آن بداند که به کارهای پست مشغول شود.از مصادیق بارز لغو که الان در جامعه ما دامن گیر پیر و جوان شده است غناست!و چون قبلا در وبلاگ به طور مفصل از غنا صحبت کردیم به همین اندازه بسنده میکنیم.

اما زکات؛نام بردن زکات با نماز منظور (( انفاق مالی)) است نه معنای لغوی آن که تطهیر نفس از رزائل اخلاقی است.خداوند در این آیه فرموده کسانی که زکات را عمل میکنند و نگفته کسانی که زکات میدهند.مؤمنین کسانی هستند که انفاق مالی دارند.تفسیر المیزان جلد ۱۵ تفسیر سوره مؤمنون

در کتاب خصال، شیخ صدوق از خصوصیات مؤمنین احادیث زیادی را جمع آموری کرده است.مثلا در باب هفتگانه در جلد دوم از امیرالمؤمنین نقل میکند که پیامبر خدا در وصیت خود به او فرمود: یا علی! هفت چیز است که هرکس آنها را داشته باشد حقیقت ایمان او کامل میشود و درهای بهشت برویش گشوده میشود.کسی که وضوی کامل بگیردنمازش را نیکو بخواند و زکات مالش را بدهد و خشم خود را فرو برد و زبانش را زندانی کند و از گناهش طلب آمرزش کند و درباره اهل بیت پیامبر حق خیرخواهی را ادا کند.


به امید قبولی نزد خدا

مهناز | 7:14 - سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390


 

شخصی در کتابی خواند: که ریش خیلی بلند و سر خیلی کوچک نشانه ی حماقت فرد میباشد!!آیینه ای برداشت و خود را در آن مشاهده کرد و دید ریشش بسیار بلند و سرش نیز بسیار کوچک است!!

با خود اندیشید: من اکنون در حال حماقتم! چون قیچی نیافت، قبضه ای از ریش خود را گرفت و زیادی آن را نزدیک چراغ برد تا بسوزد.. که ناگاه تمام ریشش و دستش و صورتش سوخت!

لذا قلم برداشت و در حاشیه ی آن مطلب نوشت:

این مطلب درست است و به تجربه ثابت شده

مهناز | 0:37 - دوشنبه دهم بهمن 1390


۷۸۶

(سرّ اینکه روز عاشورا از نظر مصیبت بزرگترین روزها میباشد)

عبدلله بن فضل هاشمی از امام جعفر صادق(علیه السّلام) پرسید:ای فرزند رسول خدا چگونه روز عاشوراء روز مصیبت و حزن و گریه گردید؟ نه روزی است که رسول خدا در آن قبض روح شده و نه روزی است که حضرت فاطمه سلام الله علیها در آن رحلت کرده و نه در آن امیرالمؤمنین علیه السّلام به شهادت رسیده و یا روزی که امام حسن علیه السّلام به وسیله سمّ شهید گردیدند؟

امام صادق علیه السّلام فرمودند: روز امام حسین علیهما السّلام از تمام ایّام مصیبتش بزرگتر می باشد،زیرا اصحاب کساء که کریمترین مخلوقات و شریف ترین آنها نزد خدا بوده پنج تن می باشند.پس وقتی نبیّ اکرم صلی الله علیه از بین ایشان رحلت کردند امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام باقی ماندند، پس مردم ایشان را تسلیت میدادند و وقتی فاطمه سلام الله علیها از میانشان رفت مردم امیرالمؤمنین و حسن و حسین علیهم السلام را تسلیت میدادند و وقتی امام حسن علیه السّلام از دنیا رفت مردم امام حسین را تسلیت میدادند و وقتی ایشان شهید شدند در اصحاب کساء احدی باقی نمانده بود تا مردم به او تسلیت بگویند ؛ پس رفتن امام حسین علیه السّلام به منزله ی این بود که همه ی اصحاب کساء از دنیا رفتنتد.چنانچه بقاء آن حضرت همچون بقاء جمیع آنها بود.لذا روز شهادت آن حضرت از نظر مصیبت از تمام ایّام بزرگتر میباشد.

عبدلله بن فضل هاشمی میگوید: محضر امام علیهما السّلام عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا چرا مردم به علی بن الحسین علیه السّلام تسلیت نمیگفتند؟ مگر ایشان مانند آنها امام و حجت خدا نبودند؟

امام علیه السّلام فرمودند: چرا،علی بن الحسین علیهما السّلام سرور عبادت کنندگان و بعد از پدرانش حجّت خدا بر مردم بود ولی رسول خدا را ملاقات نکرده بود و از آن حضرت حدیثی نشنیده و علمش از پدر و پدر از جد و جدّش از نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم اخذ نموده و درحالی که امیرالؤمنین و حضرت فاطمه و حسنین علیهم السّلام را مردم با رسول خدا مشاهده کرده بودند و هرگاه یکی از حضرات را میدیدند یاد حال او با رسول خدا افتاده و سخن حضرتش را با او و درباره  او به یاد می آوردند و وقتی آن ذات های مقدسه از دنیا رفتند مردم از مشاهده ی این عزیزان خدا محروم شدند و در فقدان هیچ یک فقدان جمیع نبود مگر در مورد حضرت امام حسین علیه السّلام چه آنکه بعد جمیعشان از دنیا رفت.فلذا روز شهادت آن حضرت از حیث مصیبت بزرگترین روزهاست.

عبدالله بن هاشم پرسید: ای فرزند رسول خدا پس چرا عامه روز عاشورا را روز برکت نامیدند؟

امام علیه السّلام گریستند و سپس فرمودند: هنگامی که امام حسین علیه السلام شهید شدند مردم در شام خود را به یزید نزدیک نمودند، پس از اخبار کربلا روایت کرده و بابت آن جوائز مالی دریافت میکردند و از جمله اخباری که برای این روز جعل کردند وقایع در این روز بوده که این روز ، روز برکت است! ئ این اسم را به خاطر آن انتخاب کردند تا مردم به جای جزع و گریه و مصیبت به فرح و سرور و تبرّک عدول نمایند که خدا بین ما و ایشان حاکم باشد.

علل الشرایع شیخ صدوق/ج ۱/باب صدو شصت و دوم

مهناز | 22:7 - جمعه چهارم آذر 1390


۷۸۶

یکم خستم.. از آدمهای روشنفکر دلم گرفته. از اونایی که به هر بهانه ای دنبال تحقیر کردن و آتو گرفتنن. از آدمهایی که عمل های خوبی ندارن ولی خودشون ادعا میکنن دلاشون پاکه پاکه.خدا کنه! ما که بخیل نیستیم.ولی دلم یکم از دستشون درد میکنه.برای اثبات خوبی و حقانیتشون پا رو سر امثال من میذارن و از این دیوار کوتاه به راحتی بالا میرن.به قول شاعر گفتنی:

گر من بدم چرا گنهم را نشر میدهید                                بر هر مسلمان و هر بنده خوب و با خدا

تهمت به خلق خدا را توجیه میکنید؛                             تحقیر هر مسلمان شده تفریح و کار شما!


اگر من ناجوانمردم به کردار                                                    تو بر من چون جوانمردان گذر کن


از باغ می برند چراغانیت کنند

تا کاج جشنهای زمستانیت کنند

پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانیت کنند

یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند...

...

مهناز | 18:27 - دوشنبه شانزدهم آبان 1390



name
وبلاگافکت نوار وضعیت
دیگر صفحات آرشیو